الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
78
الخصال ( فارسي )
ترجمهء ( 259 ) همهء نيكيها در سه منش است - امير المؤمنين على گفته : « همهء نيكيها در سه منش است : نگاه كردن ، خاموش بودن ، سخن گفتن ، هر نظرى كه انگيزهء پند نگردد پرتى است ، هر خاموشى كه در آن انديشه نباشد غفلت است ، هر گفتارى كه در آن ياد حق نباشد بيهودگى ست . خرما كسى كه نگريستن وى پند خيز است و خاموشى وى انديشه آميز است و گفتار وى يادآورىست . آنكه بر گناه خويش گريد و مردم از نابكارى وى در آسايش باشند . ترجمهء ( 260 ) سه تن كه بر چهارپايى سوار شوند - پيامبر در سخنى دراز گفته : « هر سه تن كه بر چارپايى نشينند يكى از ايشان ملعون است و آن مقدم ايشان است . شايد علت لعن آن باشد كه چارپا بيش از دو تن تحمل نكند و اين ستمىست بر او . ترجمهء ( 261 ) حق مسافر بيمار بر يارانش آنست كه سه روز با او بمانند - پيامبر گفته حق مسافر بيمار بر همسفران وى آنست كه با او سه روز بمانند شايد بهبود حاصل كند . ترجمهء ( 262 ) در پا افزار سياه سه منش بد است و در زرد سه منش نيك - حنان پور سدير گفته : پا افزار سياهى پوشيده بودم . امام صادق گفت : « چرا كفش سياه به پا كردهيى ؟ ندانى كه در آن سه منش است » گفتم : فداى تو آنها كدام است ؟ . گفت : روشنى چشم اندك كند ، آلت مرد را سست و اندوه را بسيار با همهء اينها پوشاك ستمكاران است و زرد چشم را قوى كند و آلت را استوار و اندوه ببرد و پوشش انبياست .